My Writings. My Thoughts.

ماجراهای ما و سایت سازمان سنجش

// خرداد ۲م, ۱۳۸۹ // ۳ دیدگاه // خودمونی

احتمالاً تا حالا چند باری مجبور شدید سایت سنجش رو تحمل کنید٬ حالا یا برای خودتون یا برای دیگران.نتایج هم که اعلام میشه این سایت حداقل دو سه ساعتی مشکل پیدا می‌کنه.این دو سه ساعت باید بشینید پای این سایت و هی صفحه رو رفرش کنید تا بتونید نتیجه رو ببینید.برای نتایج ارشد امسال هم دوباره این اتفاق افتاد.می‌دونیم که برای سازمانی مثل سازمان سنجش خیلی سخت نیست که مشکل سایتش رو برای ترافیک بالا حل کنه.حالا این‌و بذاریم کنار.نخواستیم.فرض کنیم نمی‌تونن این کارو انجام بدن.اما به صفحه‌ی نمایش کارنامه توجه کردید؟

Continue Reading

بدون شرح!

// اردیبهشت ۹م, ۱۳۸۹ // ۵ دیدگاه // خودمونی

می‌فرمایند:

به من نگویید که می‌توان در ایران پسری تازه به سن بلوغ رسیده بود و بزرگ و بالغ شد، بی آنکه به زنان متلک گفت؛ بی‌اغراق، این بخشی از روند بزرگ‌شدن برای مردان در ایران است. تجربه‌ای که بدون آن، مرد ایرانی، مرد نمی‌شود.

!!!

فروم‌ها را به موزه نسپاریم!

// فروردین ۹م, ۱۳۸۹ // ۱۷ دیدگاه // توییتر, فرندفید, گوناگون

فکر می‌کنم دکتر مزیدی زیادی روی سایت‌هایی مثل توییتر و فرندفید و فیس‌بوک حساب باز می‌کنن.چند وقت پیش پستی نوشتن با عنوان فروم‌ها را به موزه بسپاریم! و در این نوشته مطرح کردن که فروم مربوط به وب ۱ است و وب ۱ را باید فراموش کرد و به سمت وب ۲ رفت!

امروز در گوگل‌ریدر پست دیگه‌ای از دکتر مزیدی دیدم که به نوعی ادامه‌ی پست قبلی بود: گراویتی: پاسخی از وب۲ به علاقمندان فروم ها

پست اول رو که دیدم اصلاً دلیل چنین مقایسه‌ای رو نفهمیدم.فروم‌ها هیچ ربطی به سایت‌هایی مثل توییتر و فرندفید و فیس‌بوک یا سایت‌های مشابه ندارن.هر کدوم برای کاری ساخته شدن و دارن کارشون رو هم انجام میدن.با این که فکر می‌کنم این مقایسه از اساس غلطه اما بد ندیدم که یه کم در این مورد صحبت کنیم.

دکتر مزیدی: تصور شخصی من از فرومها این است: یک فعالیت زیرزمینی فعالیتی که به سادگی در اختیار دیگران نیست فعالیتی که در محیطی نیمه تاریک و نمور صورت می گیرد. تمام حرف من این است:

دالانهای پرپیچ و خم زیر زمینی را رها کنید و به دنیای پرنور و روشن وبلاگها و شبکه های اجتماعی بیایید.

نمی‌دونم چرا دکتر مزیدی فروم رو مثل دالان و زیرزمین و غار می‌بینن.فروم‌ها دارن پیشرفت می‌کنن.نمونه‌هاش رو توی تغییرات CMSهای مخصوص فروم‌ها مثل VB و IPB می‌تونید ببینید.این CMSها هم دارن به سمت استفاده از ویژگی‌های خوب سایت‌ها وب ۲ حرکت می‌کنن.در واقع فروم‌ها هم به نوعی شبکه اجتماعی هستند.

سایت‌های مثل توییتر و فرندفید بیشتر برای به اشتراک‌گذاری رویدادها و فعالیت‌های در لحظه هستند.دسترسی محدود به اطلاعات این حرف رو ثابت می‌کنه.توییتر برای این ساخته نشده که شما بحث و تبادل نظر کنید و بقیه هم بتونن استفاده کنن.همون طور که از سؤالش “What’s happening?” پیداست قراره به سؤال ساده جواب بدید و در نهایت چند تا ریپلای رد و بدل کنید و بعد از مدتی هم وقتی تعداد توییت‌های بعد از این توییت به ۵۰۰۰ رسید توییت به زباله‌دان سپرده میشه!

در مورد فرندفید و فیس‌بوک هم همین طور.بعد از مدتی شما به اطلاعاتتون دسترسی ندارید.

وقتی در جستجوی چیزی باشید شبکه‌های اجتماعی شما رو به جایی نمی‌رسونن.چند بار پیش اومده که شبکه‌های اجتماعی در نتایج جستجوی شما باشن؟به نظر می‌رسه موتورهای جستجو خیلی رابطه‌ی خوبی با شبکه‌های اجتماعی ندارن.

از اون گذشته آیا وقتی در سایت‌هایی که عضو هستید و بین مطالب خودتون دنبال چیزی می‌گردید به راحتی پیداش می‌کنید؟قابلیت آرشیو و دسته‌بندی چقدر در شبکه‌های اجتماعی وجود داره؟اصلاً چه تضمینی وجود داره که همین امروز توییتر و فرندفید یا سایت‌های مشابه دسترسی شما به اطلاعات قدیمی رو محدودتر نکنن؟

دکتر مزیدی: خب! برسیم به مسئله بنیادین: فرومها برای موارد تخصصی کاربرد دارند و وب۲ تنها مکانی برای تفریح و خوشگذرانی و به اصطلاح بعضی از عزیزان خاله زنک/عمو مردک بازی است. این تصوری است که بنظر می رسد در ته ذهن بسیاری رسوب کرده است.

اما کسانی که اندک با ابزارهای وب۲ اشنا هستند و بخصوص موارد کاربرد ان را در بین کاربران غیرایرانی – و بخصوص غربی- دنبال می کنند می دانند که این تصور کاملا در تضاد با چیزی است که هر روز در اینترنت رخ می دهد. مثالی می زنم: اکثریت کاربران ایرانی در فرندفید سعی می کنند از فرندفید بعنوان مکانی برای تفریح و امور فان استفاده کنند. این البته بد نیست. اما اگر کسی بگوید فرندفید بد است چون فقط برای امور فان بکار می رود قضاوت نسنجیده ای کرده است. فرندفید یک ابزار است… باهم این عبارت را تکرار کنیم: ابزار ابزار ابزار ابزار ابزار …..

و مثل هر ابزاری بستگی به کاربر دارد که چگونه بخواهد از ان استفاده کند. مثال می زنم: در همان فرندفید شما می تواند یک روم پرایوت درست کنید و کسانی را که می شناسید جهت یک مورد تخصصی -مثلا سوال و جواب و بحث در مورد اوبونتو- بدان دعوت کنید. در مورد توانایی کنترل بر رفتار اشخاص: شما می توانید به عنوان ادمین روم هرکسی را که تخلف کرد از روم اخراج کنید. کامنتهای بی ربط را حذف کنید. برای هر مطلبی مدخلی جداگانه ایجاد کنید و….

استفاده‌ی فان یعنی چی؟غربی‌ها در فرندفید چه کار می‌کنن که کاربران ایرانی نمی‌کنن؟یا کاربران ایرانی چه کار می‌کنن که کاربران غربی نمی‌کنن؟آیا کاربران غربی از فرندفید فقط برای بحث و تبادل نظر در مورد مسائل تخصصی استفاده می‌کنن؟شاید استفاده‌ی کاربران ایرانی از سایتی مثل فرندفید کمی با استفاده‌ی بقیه کاربران تفاوت داشته باشه اما این که بگیم “اکثریت کاربران ایرانی در فرندفید سعی می کنند از فرندفید بعنوان مکانی برای تفریح و امور فان استفاده کنند” چندان قضاوت جالبی نیست.

از طرفی وقتی می‌گیم که کاربران ایرانی سعی می‌کنند که از سایتی مثل فرندفید برای تفریح استفاده کنند چرا کاربر یا مدیر یک فروم باید از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنه؟

و اما در مورد ابزار بودن سایتی مثل فرندفید.مثال جالبی زدن.اوبونتو و روم اوبونتو.روم اوبونتو در فرندفید رو من ساختم٬ اما هرگز برای حل مشکلاتم در این روم سرچ نکردم.همیشه توی گوگل سرچ کردم و رسیدم به Ubuntu Forums.روم اوبونتو بیشتر می‌تونه یه تریبون باشه.جایی برای انتشار اخبار یا جایی برای یه بحث سریع و گذرا که احتمالاً بعداً هم نمیشه پیداش کرد.

این نکته رو هم در نظر بگیرید که در بیشتر شبکه‌های اجتماعی وقتی کاربر حسابش رو پاک می‌کنه تمام اطلاعاتش پاک میشن.این یعنی از دست رفتن اطلاعات.

تقریباً هیچ مدیریتی هم نمیشه روی مطالب داشت.مدیریت سلسله مراتبی فروم‌ها رو با مدیریت ساده‌ی یک روم فرندفید مقایسه کنید.در فروم‌ها هر بخش مدیر مخصوص خودش رو داره و قوانین هر بخش هم مشخص شده.در سایتی مثل فرندفید مدیریت شما به پاک کردن ورودی‌ها و پاک کردن کامنت‌ها و نهایتاً حذف یک کاربر از روم محدود میشه.از طرفی اگر شما تنها مدیر روم باشید و اکانت پاک کنید روم بدون مدیر میشه و هرج و مرج پیش میاد.اتفاقی که در روم کتاب‌خانه فرندفید افتاد.

البته مشخصه که بحث ما روم‌های پرایوت نیست.فروم یک محیط عمومیه که نهایتاً با ثبت‌نام می‌تونید به همه‌ی مطالب دسترسی داشته باشید (فروم‌هایی که قوانین خاص برای دسترسی به مطالب دارند رو فاکتور بگیرید).

حتماً دیدید که همه‌ی شرکت‌های بزرگ و معتبری که محصولاتشون به طور مستقیم با کاربران در ارتباطه فروم دارن.چرا این شرکت‌ها به جای فروم از روم‌های سایتی مثل فرندفید استفاده نمی‌کنن؟آیا جز اینه که اهداف متفاوت هستن؟

به عنوان یک نمونه‌ی دیگه می‌تونید روم عکاسی در فرندفید و فروم عکاسی رو مقایسه کنید.آیا حتی تصور استفاده از روم عکاسی به جای فروم عکاسی ممکنه؟

دکتر مزیدی: علت اینکه بسیاری به فرومها چسبیده اند و راضی به جدا شدن از ان نیستند بیشتر علت  روانی دارد: حسی نوستالژیک نسبت به خاطرات فراوانی که در فرومها داشته اند. علت دیگر این است: کسی که چندین و چند سال است با فرومها کار کرده و کاملا فرمت ان مثل موم در دستش است برایش سخت است که بخواهد فرمت جدیدی را فرا بگیرد. ترس از ناشناخته و تنبلی دوتا از بنیادی ترین خصلت های روحی بشر است.

در مورد این پاراگراف خودتون قضاوت کنید!

به این نکات هم توجه کنید:

۱- در شبکه‌های اجتماعی کنترل روند یک بحث مشکله.در فروم‌ها کاربران قوانین را رعایت می‌کنند و در غیر این صورت با برخورد مدیران مواجه میشن.در حالی که در یک شبکه‌ی اجتماعی شما با دوستانتان سر و کار دارید.این اتفاق فقط مختص به جامعه‌ی مجازی ایرانیان هم نیست.

۲- در کشور ما شبکه‌های اجتماعی خیلی سریع مسدود میشن اتفاقی که در مورد فروم‌ها کمتر می‌افته.

۳- محدودیت کاراکتر در شبکه‌های اجتماعی (که در راستای اهداف این سایت‌هاست) باعث میشه مکان مناسبی برای بحث و تبادل نظر نباشن.فرض کنید تصمیم دارید یک دوربین عکاسی بخرید.در فروم خیلی راحت می‌تونید در یک تاپیک مشخصات دوربین مورد نظر رو همراه با عکس‌ها و فیلم‌های متعدد شرح بدید و کاربران دیگه هم به همین ترتیب مشخصات دوربین‌های پیشنهادی رو مطرح می‌کنن.در شبکه‌های اجتماعی به دلیل محدودیت‌ها امکان چنین کارهایی رو ندارید.

باز هم تاکید می‌کنم نمیگم شبکه‌های اجتماعی و وب ۲ بهتر هستن یا فروم.نمیگم یکی می‌تونه جای اون یکی رو بگیره.این مقایسه اصلاً درست نیست.در واقع این دو ربطی به هم ندارن و هر کدوم برای کاری ساخته شدن.همون طور که خیلی از ماها به صورت همزمان با هر دوی این‌ها کار می‌کنیم.

یک مثال می‌زنم که تفاوت این دو رو بهتر ببینید.فیس‌بوک به عنوان بزرگترین شبکه‌ی اجتماعی برای توسعه‌دهندگان فروم داره.این یعنی این که بر خلاف نظر دکتر مزیدی فروم با وجود شبکه‌های اجتماعی فرمتی مرده و متعلق به زباله‌دان نیست!

در انتها باید از حامد صفا تشکر کنم که کمک کرد و این پست رو به صورت مشترک نوشتیم.

سال نو مبارک

// اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ // ۳ دیدگاه // گوناگون

برآمد باد صبح و بوی نوروز                به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال        همایون بادت این روز و همه روز

سعدی

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال  نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

کوروش دوم بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه‌های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود.این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده است.اما بررسی ها بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند، و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند.شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است.

در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است.

ویکی‌پدیا

بهار رو همیشه دوست داشتم.شاید چون به پاییز و زمستونی پایان میده که خیلی دوستشون ندارم.همیشه از این که ساعت به حالت عادی برگرده متنفر بودم و هستم چون زود شب می‌شه.کوتاه بودن روزها در پاییز و زمستون رو هم اضافه کنید.با این حال این بهار مثل همیشه نیست…

۸۸ برای ما سال خوبی نبود.به امید این که ۸۹ سال بهتری باشه و همه مثل طبیعت سبز بشن.

بگذریم.چند سالی میشه که سال نو حال و هوای همیشگی رو نداره.نمی‌دونم چرا ولی از موسیقی همیشگی سال نو محروم شدیم.موسیقی‌ای که نوازنده‌اش ماه گذشته برای همیشه از بین ما رفت.شاید این موسیقی هم مبناهای مورد نظر رو نداره!

به هر حال اینجا گذاشتمش که امسال خودمون پخشش کنیم:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

و این هم دعای معروف سال نو با صدای استاد شجریان:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

امیدوارم سال خوبی رو شروع کنید و به همه‌ی آرزوهاتون برسید.

آلبوم پیشنهادی: Taylor Swift از Taylor Swift

// اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸ // ۱۵ دیدگاه // موسیقی

چند سالی میشه که دیگه جز موسیقیِ سنتیِ ایرانی چیزی گوش نمیدم.سبک‌های دیگه‌ی موسیقی ایرانی که کلاً تعطیل.خارجی هم کم.یکی دو بار گوش میدم معمولاً هم خوشم نمیاد و کل آلبوم میره به Trash.تنها٬ آلبوم‌هایی که در سبک Country هستن روی هاردم موندگاری بیشتری داشتن.از بعضی آهنگ‌هایی که توی این سبک شنیدم خوشم اومده.

با همه‌ی این اوصاف یه آلبوم توی Playlist پیش‌فرض آماروکم هست که بارها و بارها بهش گوش دادم. Taylor Swift – Deluxe Edition از Taylor Swift.

Taylor Swift سال ۲۰۰۶ در سبک Country pop منتشر شده و خیلی هم ازش استقبال شده.زمانی که خواننده‌اش فقط ۱۶ سال داشته!

ترک Invisible رو توی این آلبوم خیلی دوست دارم.یه آهنگ ملایم با لیریک قشنگ.بشنوید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

و این هم لیریکش:

Continue Reading